الشيخ أبو الفتوح الرازي
364
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
العرقة ( 1 ) و گفت : خذها و انا ابن العرقة ( 2 ) . سعد گفت : عرّق ( 3 ) اللَّه وجهك فى النّار ، و رگ اكحلش بريده شد . و گفتهاند : هر كه را آن رگ بريده شود ، خون از او باز نايستد تا به مردن . سعد عند آن حال دعا كرد گفت : بار خدايا ! اگر مىدانى كه در قريش بقيّتى هستند كه با رسول تو كارزار خواهند كردن ، مرا باز گذار ( 4 ) تا نصرت رسول تو كنم كه تو دانى كه من قتال ايشان دوست دارم ، و اگر آن قتال كناره شده است ، اين را سبب شهادت من گردان و مرا از دنيا مبر تا چشم من از بنى قريظه روشن كنى تا ايشان را به مراد خود ببينم كه [ 245 - ر ] ايشان خلفاى من بودند در جاهليّت ، خداى تعالى او را از آن عافيت داد . محمّد بن اسحاق روايت كرد كه : صفيّه بنت عبد المطَّلب مادر زبير در حصن حسّان ثابت بود ( 5 ) با جماعتى زنان و كودكان ، و گفت : حسّان با ما بود - و اين حصنى بود . بس حصين نه ( 6 ) . صفيّه گفت : مردكى جهود بيامد و گرد آن حصن مى در ( 7 ) گرديد ، و رسول - عليه السّلام - به قتال احزاب مشغول بود . من حسّان را گفتم ( 8 ) : من از اين مرد دل مشغول شدم كه احوال اين حصن بشناخت و مىداند كه اين حصنى حصين نيست ( 9 ) ، و با ما در اين جا مرد نيست و رسول از ما مشغول است ، اگر برود و جماعتى جهودان را خبر دهد و بيايند و ما را رنجه دارند مصلحت در آن است كه بيرون شوى و اين كافر را بكشى تا ما از اين خوف ايمن شويم . حسّان گفت : يا بنت عبد المطَّلب ! تو دانى كه من مردى شاعرم مرد كش نباشم ، و اين نه كار من است . گفت : چون من بديدم كه او هيچ نخواهد كردن ، جامه در پوشيدم و روى بر بستم
--> ( 1 ) . اساس : الغرقه ، به قياس با نسخه آط و با توجّه به مآخذ خبر و اعلام ، تصحيح شد . ( 2 ) . اساس ، آط ، آب : الغرقة ، آج ، لب : العرفة ، با توجّه به مآخذ خبر ، تصحيح شد . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : غرفك . ( 4 ) . آط : بازگزار . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بودند . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : نه بس حصين . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ندارد ، كا : مىگرديد . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش اى حسّان . ( 9 ) . اساس : است ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، و با توجّه به مفهوم جمله ، تصحيح شد .